نياز ملی و تلاش برای دستيابی به آن

نياز ملی و تلاش برای دستيابی به آن

نياز ملی و تلاش برای دستيابی به آن

بر همگان پر واضح است که ايران امروز در گردابی تاريخی فرو رفته و شيرازه فرهنگی ـ اجتماعی از هم پاشيده شده است . مشتی آخوند و آخوندنمای جنايت کار و چپاولگراقتدار مطلق و بی چون و چرای خود را بر اساس فرهنگی باطل و ضد بشری بر مردم تحميل نموده اند .

در برابر اين مشکل ملی فرد فرد ما ايرانيان موظف به تلاش در درک نياز ملی و تجزيه و تحليل درست داده های سياسی برای حرکتی سازنده و مفيد در راه نجات ايران و ايرانی هستيم . برای درک نياز ملی بينشی واقع بينانه بر اساس داده های سياسی ــ و نه اتکا و پايبندی به ايمان و اعتقادی مذهبی و يا فلسفی ــ بايد داشت . آنچه جامعه ايرانی امروز نيازمند است ، مدينه فاضله ای هرگز ديده نشده و تخيلی نيست !

نياز مردم ايران خروج از اين گرداب مرگ آفرين و يافتن ساحلی آرام برای رشد و تکامل است .

اين نياز را چگونه و به توسط چه کس و يا کسانی برآورده می توانيم بکنيم ؟ …. آيا آنانی که در تنگنای چنگال دژخيمان و يا آغشته به فرهنگ نادرست آخوندی هستند می توانند ناجی خويش باشند ؟ … آيا به انتظار رام شدن گرگ و گرگ زاده هستيم ؟ …. و يا به انتظار فرجی از عالم واهی فرض و خيال ؟ … و يا به انتظار ترحم و کمک ابرقدرتی دلسوز ؟؟؟….

مــتاسفانه در جامعه ايرانی ، چه در داخل و چه در خارج ، بـرخی مطلق گرايانه و فرقه گرايانه به امــيد و به انتظار رسـيدن به مدينه فاضله خويش هســتند . بـرخی مـردم را مـقصر اصلی نابـسامانی و مسئول به تــرميم اوضاع می دانند . برخی هنوز ماهيت و ذات پليد رژيم آخوندی را نشناخته اند و به انتظار رام شدن و يا اصلاح آنـند . و بالاخره بـرخی ديگر بخاطر بی شهامتی و يـا کاستی سياسی به انتـظار فرجی از عالم فرض و خيال و يـا ابـرقـدرتی دلــسوز می باشند !!!

نـتيجه اين بينشـهای سياسی را هـمگان می دانند . از طرفی ادامه زجر و درد مردم ونابودی فرهنگ و ميهنمان ايران و از طرفی ديـگر انفعال ، بی اعتـمادی و بـدبينی مـردم به يـکديگر و از همه زشت تر بـی احـترامی و بی اعتمادی مردم به هنر و علم سـياست بـوده و می باشد !!!

بر آنچه تا اينجا آمـد ، بسياری از ايرانيان واقفنـد . تلاش نگارنـده تنها در بيان دوباره اين داده ها نيست . تلاش در بيـان نياز به يـافتن دلايل بنيـانی کمبودها و کاستی ها اسـت . به باور حقيـر بسياری از دلايل انفعال و نازايی جامعه سياسی را می توانيم در رخنـه فرهنگ آخوندی در جامعه ايرانی بيابيم . در اين مختصر به يکی از آنها اشـاره می کنيم .

متاسفانه ايمان مـذهبی و فـلسفی که يکی از اخلاقيات فرهنگ آخـونـدی اسـت ، در جامعه روشنفکر ايرانی نيز رخنه کرده اسـت و اساسی در مناسبات و تجزيه و تحليلها شده اسـت . اتکا و اصرار به ايمان و اعتقاد عـقيدتی در علم سياست و در مناسبات اجتماعی موجب مطلق گرايی و تکامل ناپذيری برخی از محافل شده اسـت . خروج ايمان و اعتقادات عقيدتی ( مخصوصا مذهبی ) از حيطه خصوصی و تحميل آن و قرار دادن آن به عنوان شاخصه ای برای مناسـبات اجتماعی و سيـاسی ، مترادف و زاينده خود پرستی و خود محوری آخونـدی ، و زيان رساندن و بی احترامی به هم نوع دگرانديش است .

در مـقابل اين فـرهنگ و اخلاق نادرسـت ، فـرهنگ دموکراسی مـبنای سـنجش و تصميم گيری را در مناسبات اجتماعی ايمان و يا اعتقادی عقيدتی قرار نمی دهـد ، بلکه تنها احقاق حقوق هم نوع در جامعه مد نظر اسـت . به عبـارتی روشنتر برای ارائه و يا اجرای برنامه ای ، آنچه مهم اسـت سود رسـاندن ، زيان نـرساندن و احتـرام به حقوق و آزادی افراد جامعه اسـت و نه پايبندی به ايمانی و يا اعتقادی فرضی و تخيلی ! در جامعه ما مـتاسفانه بسـياری از مدعيان دموکراسی گرايی هنوز فرهنگ دموکراسی را در عملکرد های خود پياده نکرده اند و هنوز ايمان و اعتقاد شخصی و گروهی به منافع و حقوق افـراد جامعه ترجيح داده می شـود . چيزی که موجب رکود و سـکون در جامعه سيـاسی و بی اعتمادی و زده گی مـردم از سياسـت شده اسـت !

به بـاور حقير ، همـبستگی و ائتلاف سياسی با در نظر گرفتن خصلتهای دموکراتيک و زايـش شورايی مرکزی ، همه گير و ملی برای مـديريت جنبش مردمی و به تحقق رساندن منافع و نياز ملی در اين شرايط بحرانی و در اين وانفسـای سياسی راه خروج از بن بسـت اسـت . سـيمان اين همبستگی سياسی نيـز پـايبندی به فرهنگ دمـوکراسی و اصول حقوق بشر بايد باشـد تا بتواند مردم سالاری را در فردای ايران تضمين کنـد .

بديهی است که حضور کنشگرايانه هر چه بيشـتر ايرانيان و جناحهای سيـاسی ايرانی ( که توانسته اند منافع و نياز ملی را بر اعتقادات شخصی و گروهی خويش ترجيح بـدهند ) نه تنها موجب قدرت مردمی در جنبش ملی خواهد شد بلکه بار سياسی جنبش را در صحنه بين المللی نيز دو صد چندان خواهد نـمود . آنگاه که نهاد و شـورايی با حضور گرايـش های گـوناگون بوجود آمـد و توانســت پـيـروزی را بـرای مردم به ارمغان آورد ، می تـوانيم ســــــخن از رفـرانـدمی آزادانـه و آگاهانه ، پس از سرنگونی رژيم آخوندی ، برای تعيين نوع حکومت بـزنيم . بـرپايی رفـراندم هدف و يا استراتژيک مبارزه امروز ما نيسـت . هـدف امـروز رسيدن به ائـتلاف سياسی مطلوب ، سـازماندهی بهتر و کارسازتر جـنبش مـردمی ( که همواره از آغاز سلطه آخوندهای حکومتی در جمهوری اسلامی تا به امروز زنده و برپا بوده است ) برای سرنگون ساختن رژيم آخوندی و سپس استقرار نظامی مردم سالار اسـت ، که طبيـعتا در آن نـظام مردم تصميم گيـرنده خـواهند بـود .

محمود مرادخانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *