خواهرزاده رهبری:خامنه ای اگر دیکتاتور نباشد رهبر نخواهد ماند

خواهرزاده رهبری:خامنه ای اگر دیکتاتور نباشد رهبر نخواهد ماند

دکتر محمود مرادخانی،رئیس کمیته رهنمود‌های مبارزاتی (فرانسه)
دکتر محمود مرادخانی،رئیس کمیته رهنمود‌های مبارزاتی (فرانسه)

مذاکرات هسته ای ایران با شش قدرت جهانی که البته بیشتر به مذاکرات ایران و آمریکا شهرت دارد هر روز به مراحل پایانی خود نزدیک تر می شود. به مرحله رسیدن به توافق و یا عدم توافق. هیچکس نمی داند در صورت عدم توافق چه اتفاقی می افتد شاید چون این برای دو طرف گفتگو یک ضرورت اجتناب ناپذیر است. همین مسئله به دو جانبه شدن مذاکرات دامن زده و اراده سیاسی را پر رنگ می کند یعنی یک تصمیم بزرگ و سرنوشت ساز که تنها می تواند از سوی رهبران دو کشور اتخاذ شود. تصمیم سازی و تصمیم گیری در طرف آمریکایی پروسه ساده تری است چون متکثر است و نیز تا پایان مآموریت باراک اوباما دو سال بیش تر باقی نمانده و او کاخ سفید را به منتخب بعدی واگذار می کند. اما در طرف ایرانی ماجرا پیچیده است و تصمیم گیری سخت، چون فصل الخطاب و تام الاختیار و در نتیجه مسئول یک نفر است رهبر جمهوری اسلامی ایران آیت الله علی خامنه ای. این تصمیم بزرگ برای ایشان به غایت دشوار خواهد بود چراکه سوای مسئولیت، هم می تواند موجبات شکوفایی کشور را فراهم کند و هم می تواند موجب فروپاشی نظام سیاسی شود. از این رو شناخت بیشتر شخصیت او و کنش و واکنش هایش در مقاطع مختلف حائز اهمیت می شود. برای این منظور به سراغ محمود مرادخانی خواهرزاده او رفته ایم که در پاریس زندگی می کند. او پسر شیخ علی تهرانی از مخالفان آیت الله خامنه ای است و در صحبت درباره رهبر ایران مثل پدرش تند و تیز است. نظرات او را بخوانید

*مذاکرات هسته ای ایران و 5+1 به مرحله پایانی و تصمیم نهایی ایران و آمریکا نزدیک می شود. در آمریکا این تصمیم متکثر و محصول کنگره و کاخ سفید و سنا و لابی های قدرتمند است اما در ایران گویا این تصمیم بزرگ در اختیار و یا بر عهده شخص رهبر جمهوری اسلامی است. نظر شما چیست؟

من با این فکر موافق نیستم زیرا علی خامنه ای به تنهایی نمی تواند حکومت کند و قدرت او متشکل از هسته های مختلف است از سپاه پاسداران گرفته تا جنتی و مصباح یزدی و طیف های اصولگرا. اینها اجزاء قدرت هستند و بنابراین تصمیم گیری بر پایه خلقیات و سلیقه شخصی ممکن نیست.

*یعنی این که گفته می شود ردپای شخصیت ایشان در تصمیم گیری های کشور، پررنگ تر از مثلآ رد پای شخصیت آقای اوباما در تصمیم گیری های آمریکا است را رد می کنید؟

از این جهت که شخصیت محکمی بوده که توانسته رهبر جمهوری اسلامی بشود و همچنان در جایگاه خود بماند حرف درستی است. اگر آدم دیکتاتوری نبود که نمی توانست رهبر شود. مشکل امروز ایران با غرب مسئله هسته ای نیست مشکل بر سر کلیت نظام جمهوری اسلامی است. مسئله اتمی بهانه ای است که شرایط را بحرانی نگه دارد تا بتواند با این ابزار در لبنان و عراق و دیگر کشورهای منطقه دست اندازی کند. خودش هم این را می داند و بارها گفته که نیت غرب محدود به برنامه اتمی نیست. اما به بهانه همین اختلاف با غرب، بحرانی را ایجاد کرده که بتواند به قدرت خود در کشور ادامه دهد. بنابراین فکر می کنم به طور کلی باید گفت که جمهوری اسلامی مسئول این تصمیم است که مشخصآ علی خامنه ای رهبر آن است.

*کمی به عقب برگردیم به شناخت شما در کودکی از خلقیات شخصی ایشان که امروز می تواند بر تصمیم گیری ها موثر باشد.

من آن موقع هم که ایران بودم با او رابطه خوبی نداشتم فقط دایی من بود، آن موقع نه رهبر بود و نه قدرتی داشت. البته ناگفته نماند که آن موقع در میان چهار دایی من از همه خوش اخلاق تر بود. در قبل از انقلاب که هیچ اسم و رسمی نداشت آدم بهتری بود. اهل ادبیات و موسیقی بود و با جوانان دم خور بود. در ایام انقلاب هم او در اعتراضات مشهد هیچ نقشی نداشت و فقط در اواخر جریان انقلاب موقعی در تجمعات شرکت می کرد که گسترده و مردمی بود و خطری وجود نداشت. بعد از ماجرای تحصن دانشگاه بود که به تهران رفت و با رفسنجانی و بهشتی هم پیمان شد و از آنجا بود که شروع به فعالیت مبارزاتی کرد و از همان موقع خانواده ما هیچ تماسی با او نداشتیم. حتی موقعی که رئیس جمهور شد ما فقط یکبار او را دیدیم برای دریافت پاسپورت برای خروج از ایران پیش او رفته بودیم که جواب رد داد. من هم با او تند برخورد کردم و همانجا به او گفتم که این کار انجام خواهد شد، بعد از آن ما از ایران خارج شدیم. بعد از بازگشت پدر و مادرم به ایران که پدرم مستقیم به زندان رفت، در ابتدا مادرم به خاطر دریافت اجازه ملاقات با پدرم، با او ارتباط برقرار کرد اما از سال 88 حتی مادرم هم با علی خامنه ای قطع رابطه کرد. حتی با اینکه بارها دعوت کرد و پیغام فرستاد اما ما جواب ندادیم و رابطه به طور کلی قطع شد.

*فکر می کنید این شخصیت بعد از رسیدن به رهبری چه تغییراتی کرده است؟

مسلمآ هرکس که رهبر می شود تغییر می کند. او هم طبیعتآ مقداری جاه طلب شده است.

*اینکه از سال 88 در خانواده ایشان هم شکاف و دو دستگی به وجود آمده صحت دارد؟

بله به مقدار زیادی این مسائل درست است و اتفاق افتاده. یک قسمت از خانواده با اقدامات او مخالف هستند از جمله برادرش هادی و شمار دیگری ازاعضاء. متآسفانه بخشی از خانواده با وجود مخالفت باز هم به دلیل مسائل مالی به معاشرت خود با او ادامه می دهند.

*برخورد ایشان با اعتراضات درون خانواده به چه شکل است؟

جرآت برخورد ندارد. حتی از من دو بار اسم برده یکبار به خوبی و بار دیگر هم گلایه کرده که ‘چرا محمود وقتی اسم من را می برد آقا نمی گوید’ و از این ناراحت است که من هیچ وقت او را آقا خطاب نکرده ام و روی این مسئله تآکید هم دارم. البته من با او مشکل شخصی ندارم و دلیل قطع ارتباط کاملم با او همان جریانات سال 88 بود.

*خصومت خانوادگی ایشان با شما و یا خانواده آقای موسوی چه بوده است؟

خصومتی در کار نبوده. از اول هم ما خودمان با اینها قطع رابطه کردیم یعنی حتی قبل از انقلاب پدر من اینها را حساب نمی کرد. فقط او یک زمانی شاگرد پدرم بود و اصلآ با او رابطه خوبی نداشت.

*الان که با آقایان موسوی و کروبی و خاتمی و خانم رهنورد خصومت دارند لابد؟

بله. البته دلیلش این است که هدف موسوی و کروبی در ابتدا این قدر بلند نبود و قصد تقابل با اساس نظام را نداشتند اما بعد از حصر من شنیدم که بسیار رادیکال شده اند و کینه بزرگی در دل انها ایجاد شده است. همانطور که همیشه دیده ایم بسیاری از فعالان سیاسی در زندان تربیت می شوند و حبس و حصر از این جهت دانشگاه است. اما از ابتدا هدف بزرگی نداشتند و برای همین هم جنبش سبز را درست مدیریت نکردند تا به نتیجه برسد و حتی از حضور پر شمار مردم در خیابان ها شوکه شدند.

*امروز عده ای او را دیکتاتور می نامند و عده دیگری معتقدند رهبر هوشمندی است چون اگر جز این رفتار کند جمهوری اسلامی باقی نخواهد ماند.

بله دقیقآ. اگر دیکتاتور نباشد رهبر نخواهد ماند و با توجه به ساختار و مشکلات فعلی جمهوری اسلامی اگر او رهبر نباشد و یا بعد از او احتمالآ این نظام نخواهد ماند.

*تفاوت شخصیتی ایشان با آیت الله خمینی را در چه می دانید؟ و یا مشخص تر تفاوت نوشیدن جام زهر و صحبت از نرمش قهرمانانه؟

این دو مسئله با هم متفاوت است. آن موقع به خمینی گفتند که جنگ دیگر قابل ادامه دادن نیست و این برای حکومت مسئله ای حیاتی بود. اما الان این بحران هسته ای که خودشان ایجاد کرده اند قابل ادامه دادن است و حساسیت آن به اندازه ادامه جنگ نیست و می توانند با طولانی کردن پروسه و بازی با لحن و غیره عمر بحران را افزایش دهند.

*گفته می شود که آیت الله خامنه ای به تیم دیپلماسی کشور تنها اجازه داده که با آمریکا مذاکره کند و نه دوستی و تلاش برای بهبود روابط و یا هر روز خط قرمزهای جدید تعیین می کند که مذاکره کنندگان را محدود می کند. دلیلش را چه می دانید؟

چون فلسفه وجودی روحانیان حاکم بر ایران این است که غیر شیعه کافر است حالا چه برسد به غیر مسلمان. این تضاد باعث می شود آنها هرگز به روابطی که باعث شود فرهنگ کفر وارد کشور شود تن ندهند چون اساس جمهوری اسلامی زیر سوال می رود و دکان اینها از رونق می افتد. البته مردم ایران عکس این فکر می کنند و به ارتباط با جهان آزاد علاقه دارند بنابراین تا یک جایی می توانند این محدودیت ها را تحمل کنند. دوستی با آمریکا هم حرف بی معنی است چون آمریکا با ما دشمن نبوده که حالا بخواهد دوست شود. یکی از درخواست های غرب از ایران این است که از حمایت از تروریسم دست بکشد، به قوانین و ضوابط بین المللی احترام بگذارد و حقوق بشر را رعایت کند.

*در مقابل خواسته جمهوری اسلامی ایران از غرب را چه می دانید؟

معمولآ حکومت های دیکتاتوری بر پایه جنگ و بحران سازی بنا شده اند و اینها هیچ گاه به دنبال آرامش نبوده اند. حتی ادامه جنگ عراق بعد از فتح خرمشهر به منظور پنهان کردن و توجیه کردن ناتوانی حکومت در اداره امور داخلی کشور صورت گرفت. الان هم حاکمان در ایران به دنبال آرامش و ثبات سیاسی و اقتصادی در کشور و بهبود روابط با جهان نیستند. روزی که بحران وجود نداشته باشد جمهوری اسلامی هم وجود نخواهد داشت.

*در شرایط فعلی بزرگترین عوامل تصمیم ساز برای آقای خامنه ای را چه می دانید؟

بیشترین تآثیر را سپاه پاسداران دارد و این نهاد دچار توهم شده که به قدرت منطقه ای تبدیل شده است. فعالیت های سپاه در لبنان و عراق و سوریه و دیگر کشورها باعث ایجاد این توهم شده است و البته موفق شده در منطقه نوعی رعب هم ایجاد کند. قدرت سپاه پاسداران به علی خامنه ای نیرو و قوت قلب می بخشد.

*آیا ایشان ابتکار عمل اداره سپاه و اصولگرایان را در دست دارد؟ و یا قضیه عکس این است؟

ارتباط دو سویه و پیچیده ای در جریان است. اینطور نیست که یکی دیگری را مدیریت کند. سرنوشت این دو به هم گره خورده است. یک زمانی علی خامنه ای به سپاه پاسداران احتیاج داشت و الان بالعکس. این رابطه متقابل و ناگزیر است.

*یعنی اینکه از برخی می شنویم جانم فدای رهبر و یا ولی فقیه فصل الخطاب است، ویترین است؟

بله اینها حرفهای ظاهری است. از سپاه پاسداران افرادی نظیر طائب و پسر دوم خود او یعنی مجتبی (که من از بچگی به بعد ندیده بودمش) و… به بیت او رفت و آمد مستمر دارند. خلاصه اینکه هر رهبری یک درباری دارد و افراد حاضر در آن دربار بر رهبر بی تآثیر نیستند. تصمیماتی که رهبر اتخاذ می کند تا حدود زیادی تابع اخباری که به او می رسد هم هست. طبیعتآ وقتی به او اخبار دروغ برسد در نتیجه تصمیم نادرستی خواهد گرفت.

*بر خلاف آقای بوش تا امروز کنش و واکنش آقای اوباما در برابر ایران نرم بوده. فکر می کنید این زبان دیپلماتیک موفق عمل کرده؟

اوباما برنده جایزه صلح نوبل است و نمی تواند غیر از این رفتار کند. به همین دلیل هم تا امروز دوران نسبتآ آرامی را پشت سر گذاشته است. موفقیت یا عرم موفقیت او هم خیلی اهمیت ندارد چون دوران ریاست جمهوری اش رو به پایان است. حتی اگر در این مدت باقی مانده توافقی هم بین اییران و غرب و بویژه آمریکا صورت بگیرد به معنی دائمی بودن آن نیست.

*یعنی فکر می کنید توافق دائمی دور از دسترس است؟

اساسآ جمهوری اسلامی نمی خواهد چنین توافقی حاصل شود چون پشت درخواست ها مسائل دیگری خصوصآ در حوزه منطقه ای نهفته است. جمهوری اسلامی اگر بخواهد به مواد توافق احتمالی تن دهد و آنها را اجرا کند ناچار به تغییرات اساسی است که سپاه پاسداران و گروه های اصولگرا در مقابل آن ایستادگی خواهند کرد.

*در خصوص شخص آیت الله خامنه ای از عطاالله مهاجرانی که می گوید هیچ نقطه حتی خاکستری اقتصادی در زندگی ایشان وجود ندارد گرفته تا مستندهایی که ادعا می کند ایشان کلکسیون های پیپ و اسب های گران قیمت و غیره دارد، گفته های زیادی مطرح شده اما در این میان مستندی درباره ایشان پخش شد به نام ‘خط و نشان رهبر’ ساخته بزرگمهر شرف الدین که شما هم در آن شرکت داشتید و بیشترین واکنش را در حکومت ایران برانگیخت. فکر می کنید دلیلش چه بود؟ و در آن به چه نکته حساسیت برانگیزی اشاره شده بود؟

نکته اش این بود که آنجا همه ما و از جمله آقای بنی صدر گفت که او در پیش از انقلاب جوهری نبوده است و انتخاب هاشمی رفسنجانی برای در اختیار گرفتن قدرت اصلی توسط خودش و در پشت رهبر باعث این اتفاق شد و او را به این مقام رساند. در مورد مسائل اقتصادی یکبار از من سوال شد و گفتم ای کاش اینها دزد بودند زیرا مشکل ما با علی خامنه ای اقتصادی نیست بلکه حقوق بشری است و آزادی که از مردم گرفته شده و صلح و آرامشی که از منطقه گرفته شده است.

*اما آقای هاشمی امروز کاملآ مواضع شان تغییر کرده در این باره چه فکر می کنید؟

من به مواضع هاشمی بدبین هستم برای اینکه او یکی از افراد موثر و سازنده جمهوری اسلامی و وضعیت فعلی است. به همراه بهشتی حزب جمهوری اسلامی را تآسیس کردند و از همان اول انقلاب موجبات حذف فیزیکی خیلی از افراد را فراهم کردند. اسم هاشمی رفسنجانی مترادف است با تمامیت جمهوری اسلامی و او هیچ کاری بر خلاف منافع این نظام انجام نداده و نخواهد داد. صحبت هایش می تواند بیشتر جنبه سیاسی و فریبکاری داشته باشد. می خواهد اینطور وانمود کند که انتقاد در این سیستم مطرح و تحمل می شود و از سویی می خواهد فعالیت بخش رادیکال جبهه اصلاح طلب را خنثی کند. هاشمی نباید شعار بدهد چون اگر واقعآ بخواهد توان انجام تغییرات را دارد. در حقیقت با این حرف های بی عمل سعی در منتظر نگه داشتن و سردی و ناامید کردن نیروهایی دارد که مخالفت جدی و اساسی دارند و این سخنان بیشتر اپوزیسیون را نشانه گرفته تا جمهوری اسلامی.

*یعنی فکر می کنید انجام تغییرات اساسی بدون رضایت آیت الله خامنه ای امکان پذیر است؟

بله من اصلآ شخص خامنه ای را در این زمینه تصمیم گیر نمی دانم بلکه هاشمی رفسنجانی است که توان چنین کاری را دارد اما همانطور که گفتم انگیزه انجام تغییرات در رفسنجانی وجود ندارد. مخصوصآ امروز که سپاه پاسداران احساس ضعف نمی کند. به طور کلی روحانیت در مقام سخن خیلی حرف می زنند اما حرف های شان قابل اعتماد نیست. البته اگر همین فردا بخواهند خودکشی کنند ما خوشحال هم می شویم اما اینها عاقل تر از این هستند که شاخه ای که روی آن نشسته اند را اره کنند.

*با توجه به شرایطی که می گویید، فکر می کنید آینده ایران و روابطش با غرب به کدام سو می رود؟

متآسفانه نقاط ضعف زیادی در اپوزیسیون وجود دارد و فریب های جمهوری اسلامی هم باعث شده سیاست انتظار غالب شود. همه منتظر تحرک رفسنجانی و نتیجه مذاکرات با آمریکا و غیره هستند و هیچ کار زیربنایی در اپوزیسیون انجام نمی شود. اگر سیاست انتظار به همین شکل فعلی ادامه پیدا کند حکومت جمهوری اسلامی همواره نشان داده که توان به وجود آوردن بحران های جدید و فریب های جدید را دارد و به همین ترتیب می تواند به عمر سیاسی خود ادامه دهد.

*ممکن است طولانی شدن روند مذاکرات گزینه نظامی را فعال کند؟

خیر احتمالش ضعیف است چون نه در آمریکا چنین اراده ای به چشم می خورد ، نه وسعت جغرافیایی و موقعیت نظامی ایران و شرایط منطقه چنین اقدامی را آسان می کند و نکته مهم تر اینکه ما به عنوان ایرانی باید آرزو کنیم و همینطور تلاش کنیم که هرگز چنین جنگ خانمانسوزی در نگیرد. مگر اینکه دخالت ایران در مناطقی مثل یمن منجر به چنین رویارویی نظامی شود که البته احتمال آن ضعیف است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *