رنسانس ایرانی؛ یا دخترانی که می توانند رنسانس کنند(قسمت دوم)

رنسانس ایرانی؛ یا دخترانی که می توانند رنسانس کنند(قسمت دوم)

بیایئم یکبار به این واژه بیاندیشیم: رنسانس ایرانی؛ یا دخترانی که میتوانند رنسانس کنند

در مقالهء قبلی به نقش ویژه زنان در ساختار اجتماعی اشاراتی هر چند مختصر ارائه شد

حالا در این مقاله قصد بر آن داریم تا نمونه هائی بارزتر از ورود زنان به عرصه های مختلف اجتماعی نیز مطرح کنیم. نه تنها به این دلیل که بخواهیم جنسیت آنان را برتر نشان دهیم، بلکه به این نتیجه گیری در انتها برسیم که اگر میدان در شاخص مدنی برای ورود زنان به کارزارهای مختلف باز باشد، آنان میتوانند چه تاثیرات بالقوه شگرفتی بگذارند.
ابتدا با یک نهاد حقوقی و فعال در زمینهء محیط زیست شروع میکنیم؛ حتما در خبرها بارها خوانده اید که حضور حیوانات مختلف در کلانشهرها به معذلی برای شهروندان تبدیل شده است. اینکه هربار شهرداری ها دست به اقداماتی عجیب و بعضا مجرمانه برای منهدم کردن این حیوانات میزنند.

مثلا خیلی از شما فیلم تزریق اسید به سگها را در شیراز دیده اید، یا با نحوهء شکار و کشتار سگها و گربه ها از نزدیک شاهد تجربیاتی دردناک بوده اید.
دلیل این برخوردها صرفا این نیست که این موجودات دوست داشتنی موجب ایجاد بیماری هستند، بلکه تبلیغات مذهبی بزرگترین عامل این رفتار وحشتناک با حیوانات است، اینکه مدام میگویند سگ نجس است و باید از بین برود، یا اگر کسی در منزل خود سگ نگهداری میکند، نماز و روزه هایش مورد قبول نیست و هزاران توجیه و دسیسهء مزخرف دیگر، که در انتها به اعمال جنایت بار و شرم آور بر علیه این موجودات دوست داشتنی و بی پناه میانجامد.

وقتی باز هم پای یک زن در میان است؛

حتما شما هم اسم پناهگاه حیوانات پردیس را شنیده اید، اینکه یک زن با اراده ای پولادین توانست سگ کشی در تبریز را متوقف کند. سئوال اینست، چرا پای زنان در میان است؟ چرا یک مرد این فعالیت مثبت و فوق العاده را انجام نداد، چرا در سگ کشی هائی که از سوی شهرداریها انجام میشوند ، هیچگاه هیچ زنی عامل کشتار آنان نیست؟ و سئوالات دیگری که مدام مطرح میشوند، و یک خلاء بزرگ اجتماعی و فرهنگی را ایجاد میکنند.

باز به سرخط مقالهء قبلی میرسیم که زنان ایرانی میتوانند برای تاثیر گذاری مثبت در فرهنگ مدنی ایران، رُل حساس و اساسی را بازی کنند؛ آنان میتوانند نه تنها جامعه را که تجربه های سالهای اخیر حتی به جدّ نشان داده اند، محیط زیست را نجات دهند.
خانم ژیلا پور ایرانی مسئول پناهگاه حیوانات پردیس، در تبریز که مسئولانه این حیوانات بی پناه را از خیابانها گردآوری کرد، و در پناهگاهی با کمکهای مردمی، نه تنها از آنان مراقبت که رسیدگی کرده و میکند.
چه چیزی باعث شد که جامعه به این روند مثبت پاسخی شایسته دهد و همراه و همکار شود؟ آیا چون نیت نجات جان حیوانات بود، یا اینکه زنی با هدفی بنام خواستن توانست جامعه را متقاعد کند، که حیوانات بمانند انسانها حق حیات و زندگی دارند و ما اجازه نداریم برای اینکه گزندی به زندگی خودمان وارد نشود آنان را از بین ببریم، که اگر بخواهیم از ابتدا دقیق تر بنگریم، مسئولیت سرگردانی همین حیوانات نیز بر عهدهء خودمان است.

ما مشکلی ایجاد کرده ایم، که برای رفع آن جنایت میکنیم، در حالیکه میتوان دید را تغیر داده و به گونه ای دیگر، با آنها برخورد کنیم، گونه ای انسانی تر که هم به ما رضایت قلبی بدهد و هم خلاء بزرگ محبت و انسان دوستی را از نو به یادمان بیاورد، در این میان هر چند مذهب و کلا دستگاه حکومتی مخالف بزرگ و سرسخت این روشها است، اما وقتی جامعه بخواهد روندی مثبت ایجاد کند، حکومت هم مجبور است به خواست انها احترام بگذارد.

در موارد بسیار زیادی ما شاهد بودیم که مخالفان و منتقدین چنین پناهگاه هائی، مدام در حال سنگ اندازی، تهدید و دسیسه برای متوقف کردن این پروژه های مردمی و انسانی بوده و هستند. آنان از مذهب برای جلوگیری از پیشرفت این روند مثبت بارها استفاده کرده اند؛ حتی پا را از آن هم فراتر نهاده و ادعا کردند که خوب بود اول کودکان کار و بی پناهان انسان و نه حیوان را نجات میدادیم، و بعد به حیوانات رسیدگی میکردیم، اما رفتار مردم نشان داد، که اگر بخواهند تغییراتی را ایجاد کنند، میتوانند.

این شروع بسیار زیبا است، زیرا میتوان امیدوار بود، در آینده این طیف حرکت بسوی همان کودکان کار و فقرائی حرکت که که نیازمند زندگی بهتر و امن تر هستند، هر چند که بار این مراقبت بر دوش حکومت و دولت است، اما چون مردم ارتباط خوبی با آن ندارند، و به گونه ای اعتمادی به دولتشان! پس خودشان دست به دست هم داده اند تا بتوانند یکی یکی از مشکلات جامعه بکاهند. حتی دست به کشتن زدند و مسئول یکی از پناهگاهای حیوانات دیگر در اشتهارد کرج بنام خانم رئوفی را در آتش به همراه صدها گربه اش سوزاندند.

و اینجا است که باز باید اشاره شود، در پشت پردهء این حرکات سودمند و مثبت باز هم ردپای یک زن و زنان ایرانی به چشم میخورد. مانند خانم حسینی در اصفهان که مسئولیت یکی دیگر از پناه گاههای حیوانات بنام پناهگاه امید اصفهان را در دست دارد.

الهه رمضانی (سوئیس) سردبیر ندای بانوان گروه براندازان

نویسنده:الهه رمضانی (سوئیس)

سردبیر ندای بانوان گروه براندازان

۳دی‌۲۵۷۴ شاهنشاهی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *