جامعه از زن میترسد!!!!

جامعه از زن میترسد!!!!

حوا بودم ، آفرینه ای از دنده چپ آدم. آدم بازیچه می خواست ، و چه شایسته تر از من که از سست ترین استخوان پیکر او پرداخته شده بودم تا سر به راهش ،فرمان گزار و آزرمگین ، بمانم ؟ و خدای کوچک من هم کسی باشد که نخستین بنده ی خدای بزرگ بوده است.  

فرزندانی زادم  ، دریغا دریغ! که یکی کشنده بود و دیگری کشته ، و از آن میان ، دخترانی هم که نه کشتند و نه کشته شدند. به همین سبب بوده است شاید که در زندگی نامه ها کم تر نامی از ایشان به میان می آید.

به زودی آدمیان ، نسل از پی یه نسل ، جهان را میدان تاخت و تاز کردند: بعضی شیوه ی قابیل را پیش گرفتند و برخی به راه هابیل گام گذاشتند .

حوا و زادگان وی ، اما جنینی در زهدان داشتند و نوزادی به گریبان که یکی خون می خورد و دیگری شیر ، و تنی چند از خردسال و میانه حال به دنبال .

زن بودیم . مرد ها به غار ها می داشتندمان و سرپوشی از سنگ به جای می گذاشتند تا هوای << سیر و سفر >> نکنم ! و شامگاه پاره گوشتی خام از دنده ای بد فرجام خوراک مان می شد تا از گرسنگی نمیریم . گریز را آزمودیم و چشم بر رستن دانه و گیاه گشودیم ، کاشتیم و بر داشتیم خوردیم و خوراندیم ، هنوز  اما بنده بودیم بنده ی خدای کوچکی که خود بنده ی خدای بزرگ بود . دستان پر توان و استخوان های کلان داشت و ما را که پرداخته ی نرم ترین استخوان قفسه ی سینه ی او بودیم رنجه می کرد .

اندیشه وران و دانش پژوهان پروردیم و همچون گذشته ها << ضعیفه>> ، << نا قص عقل>> و << نادان >> می شمردندمان. به اندیشه می نشستند اما در بر ما می بستند و قلم در دستمان می شکستند از بیم آن که مبادا نوشتن بیاموزیم و از خود اثری بر جای بگذاریم.

شاعران << آهوی حصاری >> ، <<قمر خانگی>> ، << نهان داشته >>و <<خیمگی>> نامیدندمان. در حرم سرا ها ، به مانند ماکیان ، خانه پروردمان کردند و هر چند گاه به << تفقّد>> بر گرده ی یکی مان جستند و دلازردگی مان را به هیچ پیوستند.

دانش اما همانند آفتاب بود بر همه یکسان می تافت. از غار بیرون خزیدیم ،حرم را پرده دریدیم در آفتاب نشستیم و به نیروی آگاهی بر خاستیم و فریاد بر داشتیم که انسانیم و شایستگی های انسان بودن را سزاوار خود می دانیم و از پای ننشستیم تا پرچم پیروزی بر افراشتیم .

امروز قلم بطلان بر اساطیرالاولین کشیده ایم . دانسته ایم که ما را از دنده ی چپ آدم نپرداخته اند و دست در ریسمان محکم می زنیم و می گوییم : << ما را، از مرد و زن برابر آفریده اند و جز پاک خویی نشان فزون تری یه ما نیست>> . امروز، در دانش و سیاست و کیاست با مردان برابریم و در وساطت خلقت مادریم.

چنین است و نه جز این!

 

 

ما در کانون کنشگرایان ایران و گروه براندازان روز جهانی زن : 8 مارس را پاس می داريم

حضور ما ايرانيها در بزرگداشت روز زن از اهميت ويژه ای برخوردار است. ميهن ما ايران گريباگير انديشه جماعتی شده است که با تفکرات قرون وسطايی خود ، برابری جنسی را قبول ندارد و ارزش و مقام زن را در جامعه ناديده می گيرد. بدترين و زشترين  بی احترامی ها و ظلم ها بر زنان در حکومت اسلامی حاکم در ايران انجام می شود. نبودن ما در اين صحنه اگر دال بر حمايت از نظام اسلامی نشود ، بی تفاوتی و بی وجدانی ما ايرانيها را می رساند.
با حضور فعال در بزرگداشت روز زن به جهانيان برسانيم که جمهوری اسلامی ، ايران نيست و مردم ايران قوانين تحميلی اين رژيم و مخصوصا قانون اساسی آن را قبول ندارند و از خود نمی دانند.
با سپاس از همه هم ميهنان و دوستانی که در مراسم روز زن ، که در کشورهای آزاد انجام می گيرند ، فعالانه شرکت می کنند و پاکی و والايی تفکر ايرانی را به جهانيان می رسانیم.

تهیه و تنظیم :

فرشته شریفیان         

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *