استراتژيک کنشگرا ، واقع بين و پيروز  (دکتر محمود مرادخانی)

استراتژيک کنشگرا ، واقع بين و پيروز (دکتر محمود مرادخانی)

استراتژيک کنشگرا ، واقع بين و پيروز برای مبارزه با نظام ولايت فقيهی جمهوری اسلامی را تنها هنگامی می توانيم داشته باشيم که به خصوصيات جامعه ايرانی آشنا ، به عملکرد گذشته خود نگاهی انتقادی و معيار قضاوت عملکرد خود را در سنجش برآورد کاری قرار بدهيم.
توجه به خاصه ابتدايی آشنايی به جامعه ملزم می کند که جامعه ايرانی (به استثنای سردمداران و مجريان نظام اسلامی حاکم) را به سه دسته تقسيم کنيم و هر کنش مبارزاتی ای را مختص به يکی از اين دسته ها قرار داده و دسته ای را نه فراموش کنيم و نه کنشی را کافی و همه گير بشماريم :
دسته يکم : فريب خوردگان نظام اسلامی.
دسته دوم : ناآشنايان و نااميدان به آينده.
دسته سوم : مخالفان نظام اسلامی.
دسته يکم :
تعداد فريب خوردگان نظام اسلامی از ابتدای حاکميت ولايت فقيهی ، هر روز کمتر و کمتر می شود. اين گروه در ابتدای انقلاب اسلامی بسيار و شدیدا طرفدار و حامی جامعه روحانیت بود ولی مرور زمان ، بی آبرويی اسلام بواسطه عملکرد روحانیت حاکم و مخصوصا افشای هرچه بيشتر جنايتهای ملی ـ ميهنی و ضد بشری حکومت ولايت فقيهی خمينی و سپس خامنه ای موجب کمتر شدن باور و تعداد اين گروه شدند. دوری از مذهب اسلام عادتی مرسوم گردیده است و اگر چماق سرکوب بر جامعه ايرانی حاکم نمی بود ، مسلمانی در جامعه ايرانی استثنا و گوشه گير جلوه می نمود !
دسته دوم :
بسياری ، هر روز بيشتر و بيشتر ، نه از حال ميهن خود رضايتی و نه اميدی به آينده ای بهتر برای آن دارند. اين دسته را می توان اکثريت خاموش و يا اکثريت سازشگر و يا نا اميد و در انتظار ناميد. در نبود حرکتی مفيد برای دگرگونی حال (سرنگونی نظام اسلامی) و در نبود بديلی شايسته برای آينده ، خيل بيشمار مردم ايران (چه در داخل و چه در خارج) در تلاش است که تنها روزمره خود را به بهترين وجه ممکن بگذراند. بديهی است که ارضای لذت و خوشبختی خويش ، حق طبيعی هر انسانی است.
دسته سوم :
مخالفين استبداد جمهوری اسلامی از همان بدو تولد اين رژيم همواره بيشمار بوده و هستند. اين مخالفت ها به دلايل مختلف و به گونه های متفاوت ابراز شده اند. اين گروه را می توان به دو دسته تقسيم نمود. 1- مخالفين خاموش 2- مخالفين فعال. متاسفانه ناکاميها و مخصوصا سرکوبها موجب خاموشی های فراوانی بوده اند. اما بسياری از بی باری های (بی نتيجه گی) فعاليتهای مخالفين فعال را نه می توان به گردن رژيم انداخت و نه می توان از کنارشان گذشت. در وانفسايی که بسياری يا سازشگرند ، يا در انتظارند و يا تنها خاکستر زير آتش هستند ، اندک فعاليتی که انجام می شود اگر بی بار و بی ثمر باشد و حتی در برخی موارد موجب کمک به رژيم جمهوری اسلامی بشود ، خسارتی شگرف به نفس مخالفت و به جمع مخالفين است.
به باور نگارنده و بسيار مختصر می توان سه جهت برای کنشهای مبارزاتی در جامعه مخالفين (هر ايرانی بشردوست آزاده) در راستای دستيابی به يک استراتژيک کنشگرا ، واقع بين و پيروز تعيين نمود :
جهت يکم : ادامه به افشاگری جنايتها ، خباثتها و دروغهای سردمداران جمهوری اسلامی.
در اينجا منظور هرچه کم نمودن خيل فريب خوردگان می باشد. البته با توجه به اين نکته که هر نظامی هرچقدر هم مستبد ، ضد بشری و فاسد تا لحظه پايانی عمرش طرفدار (هر چند اندک) خواهد داشت. منظور به صفر رساندن تعداد موافقين نبايد باشد ، منظور به صفر رساندن نيرو و تاثير موافقين در ادامه به بقای نظام است.
جهت دوم : ايجاد اميد و اثبات بيهودگی هراس از دگرگونی و در نهايت ارائه بديل پسنديده برای آينده.
اين جهت و بُعد در هر مبارزه ای و مخصوصا در مبارزه با جمهوری اسلامی بسيار مهم و اساسی است. ناآشنايان و نااميدان به آينده در جامعه ايرانی اکثريتی هستند که در اميدواری نيرويی سرنوشت ساز خواهند بود. و همچنين بايد بدانيم که همواره اشتياق و اميد موجب شوق به عملگرايی و سازندگی بوده است. هيچگاه انگيزه هايی همچون ترس ، فقر ، فساد و يا نفرت از دشمن نتوانسته اند سازنده گانی مثبت در تاريخ باشند. کافی است نگاهی به سرنوشت حرکتها و انقلاب های احساساتی و مشوش انداخت !
جهت سوم : ساماندهی بنيانی و سياسی به جامعه مخالفين فعال در جهت پرباری و ثمر هر چه بيشتر تا پيروزی.
پرهيز از بيهوده کاری ، انسجام نيرو ، بديل سازی ، همگی نيازهای سياسی ای برای مخالفين فعال هستند که ناديده گرفتن آنها تا به امروز موجب درجازنی های همواره بوده است. شيرين گويی های همه پسند ، توهم زودرس بودن پيروزی ، واقع شماری آرزوها و تخيلات ، توطئه پنداری همواره ، …. ، همگی نه تنها عادتهايی زشت که آفت هايی برای تباهی اپوزيسيون ايرانی ، گزاف بر سرکوب و تخريب رژيم آخوندی ، بوده و هستند.
طرح تشکيل شورايی مرکزی و يا «طرح براندازی» ما در کانون کنشگرايان (که سالهاست به جامعه اپوزيسيون ارائه داده شده است) سعی داشته است که جامع و واقع بين باشد و به همه موارد و جهات لازم توجه کند. مناسب می بود که در تکميل و اجرايی شدن آن نقش آفرينان جامعه مخالفين فعال ، همياری و همت می نمودند.
اين طرح راهکار را در سه بند می بيند :
-1 انسجام در نحله های مختلف اپوزيسيون و به عبارتی ديگر انسجام درون گروهی و تشکل و ارائه احزاب صاحب برنامه و قادر به حکومتداری. (هيچ نظامی بدون قانون و حزب ممکن نيست. باور ما به اصول سکولار دموکراسی ايجاب می کند که از امروز کثرت گرايی را در مرحله مبارزه نهادينه کنيم تا در فردا استبداد زايی نکنيم !).
2– اتتلاف قراردادی احزاب اپوزيسيون بر اساس منافع ملی در شورايی مرکزی و برای راهبری و رهبری مبارزه حق طلبانه مردم ايران تا پيروزی.
3– ارائه راهکارهای مبارزاتی تا پيروزی بتوسط شورای مرکزی اپوزيسيون. (طرح هفت خوان براندازی کانون به جزئيات اين بند می پردازد).
برای آشنايی با طرحها و پروژه های کانون کنشگرايان به سايت کانون در اين آدرس http://koneshgarayan.org/ مراجعه کنيد.
به اميد روزی که طرحهای واقعگرايانه و کنشگرايانه درک و يا دوباره توليد بشوند و همگان با اراده و خواستی فولادين در اجرايی شدنشان بکوشند.
دکتر محمود مرادخانی
17 امرداد 1396
کانون کنشگرايان ايران

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *