گفت و گو با محمود مرادخانی »دموکراســی در نفــس خــود پراگماتيســم و دوری از ايدئولــوژی و مذهــب را نهفتــه دارد.«

گفت و گو با محمود مرادخانی »دموکراســی در نفــس خــود پراگماتيســم و دوری از ايدئولــوژی و مذهــب را نهفتــه دارد.«

»دموکراســی در نفــس خــود پراگماتيســم و دوری از ايدئولــوژی و مذهــب را نهفتــه دارد.«

گفت و گو با محمود مرادخانی

آقــای دکــتر محمــود مرادخانــی در ســال ۱۳۴۲ در مشــهد متولــد شــده انــد. ایشــان فرزنــد آقــای علــیمرادخانـی معـروف بـه شـیخ علـی تهرانـی هسـتند و مـادر ایشـان سرکار خانـم بـدری خامنـه ای خواهـر سـید علـی خامنــه ای میباشــند.

آقـای محمـود مرادخانـی بـه همـراه پدرشـان در فعالیتهـای ضـد حکومـت پهلـوی فعـال بودنـد. امـا پـساز قیـام ۱۳۵۷ بـه خاطـر ساسـیتهای پلیـد موسـوم بـه انقـلاب فرهنگـی نتوانسـتند در ایـران بـه دانشـگاه برونـد. ایشـان پـس از مهاجـرت پدرشـات بـه عـراق در دانشـگاه بغـداد بـه تحصیـل زبـان فرانسـه پرداختـه، و از سـال ۱۳۶۸ در فرانسـه بـه آمـوزش پزشـکی اقـدام کردنـد و در سـال ۱۳۷۸ دوره تخصصـی خـود را در رشـته گـوش و حلـق وبینـی بـا موفقیـت پایـان دادنـد.

آقـای دکـتر مرادخانـی اکنـون در فرانسـه پزشـک متخصـص هسـتند. دکـتر مرادخانـی علیرغـم ایـن کـه در خانـواده ای مذهبـی بـزرگ شـده انـد بـه لحـاظ فلسـفی آتـه ئیسـت هسـتند و بـه لحـاظ سیاسـی بـه اسـتقرار حکومتـی سـکولار و دموکـرات در ایـران بـاور دارنـد. ایشـان بیـن سـالهای ۱۳۸۰ و ۱۳۸۶ »جنبـش آشـتی ملـی« را تاسـیس کردنـد کــه منظــور از آن ایجــاد ائتلافــی از نیروهــای مبــارز بــوده اســت و بعــدا مدتــی نیــز بــا »نهــاد مردمــی« همــکاری نمودهانــد. دکــتر مرادخانــی از پایهگــذاران »کانــون کنشــگرایان ایــران« نیــز میباشــند.

دکــتر محمــود مرادخانــی صاحــب نوشــتهها و مقــالات سیاســی، تخصصــی، علمــی بســیاری هســتند و در کانــال تلویزیونــی »برانــدازان« فعــال میباشــند.

م. رضایــی تازیــک: چــرا »مــا« در ایــن صــد و انــدی ســاله گذشــته نتوانســته ایــم بــر اســتبداد سیاســی ـ
مذهبـی نقطـه پایانـی بگذاریـم و بـه دموکراسـی دسـت یابیـم؟ بـه عبـارت دیگـر، مهمتریـن موانـع گـذر از اسـتبداد بـه بـاور شـما چـه هـا بـوده انـد و امـروز مهمتریـن راه هـا بـرای جلوگیـری از بـاز تولیـد اسـتبداد در فـردای سرنگونـی
حکومــت مذهبــی چیــره بــر ایــران چــه هــا هســتند ؟

م. مرادخانـی: ابتـدا اجـازه بدهيـد از شـما سپاسـگزاری کنـم و بـه همـه هـم ميهنـان، کـه ايـن مـتن را مطالعـه مــی کننــد، درود بفرســتم. فرامـوش نکنيـم کـه مـردم ايـران (چـه جامعـه روشـنفکری و چـه مـردم عامـی ايـران)، قربانيـان بيشـماری در راه مبـارزه آزاديخواهانـه خـود داده انـد و اسـتبداد و ارتجـاع در ميهـن مـا، لطمـه هـا و ضربـات بسـياری بـه ايـران و ايرانـی زده انـد. بـه يـاد قربانيـان راه آزاديخواهـی و دموکراسـی طلبـی ايـران باشـيم و خاطرشـان را بـا ادامـه و بـه نتيجـه رسـاندن هدفشـان گرامـی بداريـم.

در پاسـخ بـه پرسـش شـما، ابتـدا بايـد سرکـوب و شـقاوت نـيروی ضـد دموکراسـی خواهـی را برشـمرد. درچهـار دهـه اسـتبداد مذهبـی )خمينـی و خامنـه ای(، سرکـوب و ظلـم ضـد ايرانـی و ضـد بـشری بـه بالاتريـن درجـه خـود ـيد. متاسـفانه جامعـه ايرانـی مغزهـا و متفکريـن بيشـماری را از دسـت داد. ايـن بـه خـودی خـود عامـل بازدارنـده مهمـی، و تـا مقـدار زيـادی موجـب ناکامـی تلاشـهای بـه کار بـرده شـده، بـوده اسـت.

سـپس بايـد بـه نادرسـتی فلسـفه کلـی نيروهـای سياسـی معـاصر ايـران، کـه ادعـای دموکراسـی خواهـی مینماينــد، اشــاره نمــود. دموکراســی ، بــه معنــای حکومــت مــردم بــر مــردم ، در نفــس خــود پراگماتيســم و دوری از ايدئولـوژی و مذهـب را نهفتـه دارد. بـه عبارتـی ديگـر دموکراسـی بينشـی و راهـکاری بـرای کشـورداری بـدون اسـتناد بـه محسوسـات و باورهـای عقيدتـی تنهـا يـک فـرد و يـا يـک گـروه اسـت. حاکميـت اکثريـت بـا قبـول بـاور اقليـت و امـکان تبديـل اقليـت بـه اکثريـت در جامعـه، اصـول اساسـی بينـش دموکراتيـک هسـتند. بـر خـلاف ايـن فلسـفه بنيانـی، نيروهـای سياسـی معـاصر جامعـه ايرانـی، تقريبـا بـدون اسـتثنا، تـا بـه امـروز، نـه بـرای کشـورداری دموکراتيـک، کـه بـرای بـه کرسـی قـدرت نشـاندن ايدئولـوژی فـردی، گروهـی و حزبـی خـود فعاليـت نمـوده انـد و هيچـگاه نتوانسـتند ائتلافـی سياسـی و کارسـاز در بـين خـود ايجـاد کننـد. تنهـا هنگامـی کـه شـاهد ائتلافـی نسـبی بوديـم ، در جريـان انقـلاب سـال ۱۳۵۷ ، ائتـلاف بـر حـول مذهـب و يـا بطـور مشـخصتر بـرای »قبـول رهبريـت روحانيـون در پيشـبرد انقـلاب« بـود. نتيجـه همچنـين ائتلافـی چيـزی بــجز رسـيدن روحانيـون بـه رهبريـت مطلـق نمـی توانسـت باشـد !

بـرای فـردای اسـتبداد مذهبـی، اگـر میخواهيـم جامعـه ايرانـی بـه سـوی دموکراسـی گام بـردارد، بايـد در
سـاختار سياسـی جامعـه سياسـی، در اپوزيسـيون، کـه رسـالت بـه نتيجـه رسـاندن مبـارزه آزاديخواهانـه ايرانيـان را دارد، بازبينـی کنيـم. حـزب و گـروه سياسـی، بـه هـر ايدئولـوژی کـه
]تعلـق داشـته[ باشـد، بايـد قبـول کنـد کـه وظيفـه کشـورداری را دارد و در ايـن راه بايـد ناچـاراً خـود را بـا واقعيتهـای جامعـه و جهـان تطابـق بدهـد و حضـور ديگـر نيروهـا و احـزاب را قبـول کنـد. چگونـه میخواهيـم بـه دموکراسـی برسـيم و يـا حتـی بـر اسـتبداد جمهـوری اسـلامی غلبـه کنيـم، هنگامـی کـه ديگـران را ناديـده میگيريـم و حـاضر نيسـتيم در کنـار ميـز بـا آنهـا بنشـينيم؟ مگـر میشـود همـه دشـمن باشـند و تنهـا دوسـت، خـود مـا باشـيم؟ مگـر میشـود بـا همـه همـواره در نـزاع باشـيم ؟

پرسشـگر: آیـا روشـنفکری مـا در ایـن دسـت کـم صـد و انـدی سـال گذشـته هـم و غـم اش دموکراسـیو حقـوق بـشر بـوده اسـت ؟ و آیـا اساسـا روشـنفکری مـا درک درسـتی از گوهـر دموکراسـی جهـان شـمول )کـه بـه نادرسـتی آن را » غربـی « مـی نامنـد( داشـته اسـت ؟ روشـنتر بگویـم: آنـان کـه بـه دنبـال دموکراسـی بـرای مردمـان ایـران بـوده انـد چـه انـدازه فرهنـگ دموکراتیـک را در خـود نهادینـه داشـته انـد؟ دسـت کـم نیـم نگاهـی بـه اندیشـه هـا و کردارهـای )اکـثر( احـزاب و سـازمانهای بـه جـای مانـده از ده هـای گذشـته پـرده از ایـن مهـم بـر مـی دارد کـه اعضـای شـان معنـای دموکراسـی را نمـی دانسـته انـد و متعاقبـا رفتارشـان هـم دموکراتیـک نبـوده اسـت. نظـر شـما در ایـن بـاره چیسـت ؟

م. مرادخانـی: در پرسـش پيـش اشـاره ای کلـی بـه ايـن موضـوع داشـتم. متاسـفانه نيروهـای روشـنفکر ايرانـی در طـی قـرن و انـدی پيـش بـه جـای آشـنايی بـا دموکراسـی ، بـا مذهـب اسـلام )بـرای اکثريـت آنهـا( و بـا ايدئولـوژی کمونيسـم )بـرای برخـی از آنهـا( آشـنايی بيشـتری داشـته انـد. اماکـن مذهبـی و محافـل آخونـدی اتـاق فکـر آنهـا بـود. حتـی بـرای نيروهـای چپگـرا کـه رسـالت خـود را رد مذهـب میدانسـتند. شـخصا شـاهد بـر ايـن واقعيـت بـوده ام.

نزديکـی بـا مذهـب و مذهبيـون و تعصـب ايدئولوژيـک اجبـاراً افـراد و افـکار را از واقعيتهـای عينـی اجتماعیو پراگماتيـک جهانـی دور میکنـد. دموکراسـی بـه معنـای واقعـی آن امـری پراگماتيـک و غـير احساسـاتی اسـت. بديـن معنـی کـه اگـر اکثريـت مـردم بـرای مدتـی معـين خواسـتند کـه کشـور بـر اسـاس ايدئولـوژی ليـبرال )راسـتگرايانه( و يـا سوسياليسـت )چپگرايانـه( و يـا سياسـتی ديگـر، اداره بشـود، قبـول خواسـت آنهـا اجبـاری اسـت. همـه گروههـا، در مـدت معـين، موظـف بـه قبـول خواسـت اکثريـت هسـتند، امـا اکثريـت حاکـم نيـز موظـف اسـت کـه در مـدت حاکميـت خـود بـه اقليـت اجـازه رشـد و نمـو و اشـاعه در جامعـه، در جهـت دسـتيابی بـه اکثريـت آراء مـردم را بدهـد. همانطـور کـه بيـان نموديـد، مفهـوم و گوهـر دموکراسـی جهـان شـمول اسـت و از تکامـل فکـری انسـان، بـدون توجـه بـه مليتـش، نشـئت گرفتـه اسـت. همانطـور کـه از بسـياری اختراعـات و کشـفيات علمـی و تکنولوژيـک موجـود اسـتفاده میکنيـم و همـه آنهـا را بـه کليـت جامعـه بشريـت متعلـق میدانيـم، دموکراسـی و اصـول حقـوق بـشر نيـز بايـد بدينگونـه مـورد توجـه و اسـتفاده قـرار بگيرنـد. آخونـد انگلـی کـه قـدرت حتـی توليـد عبـا و عمامـه خـود راهـم نـدارد، بيشرمانـه بـه خـود اجـازه میدهـد کـه پيشـترفته تريـن تکنولوژيهـای غـرب، منجملـه هسـته ای، را از آن خـود بدانـد، ولـی اصـول حقـوق بـشر و دموکراسـی را، کـه بـرای احيايشـان و اهدائشـان بـه جهانيـان رنجهـا بـرده و خونهـا ريختـه شـدند، اجنبـی و نجـس بشـمارد !

بـرای اثبـات دموکراتيـک بـودن، نيروهـا و احـزاب سياسـی جامعـه اپوزيسـيون، اصـول بيـان شـده را نبايـد بـه فـردا محـول نماينـد. از امـروز، در مرحلـه مبـارزه، رفتـار دموکراتيـک بايـد نمايـان باشـد. ابتدايـی تريـن اصـل دموکراسـی، قبـول ديگـران در جبهـه مشـترک مبـارزه و قبـول مذاکـره و ائتـلاف بـا آنهاسـت. بـر پايـه آرزوی جامعـه ايرانـی بـر گـذار ازاسـتبداد ورسـيدن بـه دموکراسـی،دوسـت ودشـمن مشـخصند.بـرگرد ميـِزگرد نشسـتن و ائتـلاف قـراردادی بـرای رسـيدن بـه هـدف مشـترک، بايـد ممکـن و سـهل باشـند.

پرسشـگر:نظرتـاندربـاره»میثـاق ملـی بـرای جلوگیـری ازبـازتولیـد اسـتبداد«کـهازسـوی» ِمِهسـتان جنبـش سـکولار دموکراسـی ایـران « تدویـن و بـه امضـای تعـداد زیـادی از فعـالان سیاسـی نیـز رسـیده اسـت چیسـت ؟(مــتن ایــن میثــاق ملــی در ایــن شــماره از فصلنامــه آمــده اســت).

م. مرادخانـی: تدويـن ميثـاق و بـه ثمـر رسـاندن آن، بـه نفسـه ، امـری نيـک و مفيـد اسـت. انشـاء و يـا مباحـث آمـده در ميثـاق، هـر چقـدر هـم کـه والا و ارزنـده باشـند، اگـر عاملـين معـروف و مشروعـی نداشـته و نيـز هدفمنــد نباشــد، تــراوش فکــری بيهــوده و بــی ثمــری ميمانــد.

قبـول ميثـاق بتوسـط جمعـی از فعالـين سياسـی کـه وابسـتگی حزبـی ندارنـد، و يـا احـزاب و گروههايـی کـه مشروعيـت و يـا مقبوليـت لازم را ندارنـد و در بسـياری مـوارد بـر حـول شـخص و يـا عقيـده ای تشـکيل شـده انـد و فلســفه کشــورداری دموکراتيــک را نمیشناســند، بيفايــده اســت.

همچنـين ميثاقـی، تنهـا بـا برشـمردن لازمـه مبـارزه ائتلافـی و اصـول کشـورداری دموکراتيـک، بايـد بتوسـط رهـبران احـزاب و گروههـای سياسـی ای کـه هـر کـدام نماينـده گرايشـی در جامعـه هسـتند تدويـن و بـه امضـاء برسـد. در میثـاق ملـی بـرای جلوگیـری از بـاز تولیـد اسـتبداد، تنهـا تعهـد بـه مبـارزه ائتلافـی تـا پـيروزی و اصـول اساسـی دموکراسـی بايـد بيـان گـردد. اشـاره بـه جزئيـات و بـه عنـوان مثـال بـه نـوع حکومـت داری ، حتـی بصـورت کلـی و اجمالـی ، ناپسـند اسـت. مشـخص نمـودن ايـن نـکات بـه عهـده ائتـلاف سياسـی ای اسـت کـه پـس از قبـول ايـن ميثـاق بوجـود مـی آيـد.

پرسشـگر: فـرض را بـر ایـن مهـم بگذاریـم کـه همیـن فـردا مردمـان ایـران دوبـاره بـه ماننـد دی مـاه ۱۳۹۶بـه خیابـان هـا ریختـه انـد و حکومـت مذهبـی چیـره بـر ایـران را در تمامیـت اش بـه زیـر پرسـش بـرده انـد و در ایـران انقلابـی شـده اسـت. آیـا اپوزیسـیون سـکولار دموکـرات مـی توانـد در قامـت یـک آلترناتیـو ظاهـر شـود، قـدرت را بـه دسـت گیـرد، همـه پرسـی و انتخابـات آزادی بـر پـا کنـد و ، بدیـن ترتیـب ، آغـاز دمکراتیـزه شـدن حکومـت در ایـران را رقـم بزنـد ؟ منظـورم ایـن اسـت کـه اپوزیسـیون سـکولار دموکـرات تـا چـه انـدازه آمادگـی بـرای تحقـق ایـن مهـم را دارد ؟

م. مرادخانـی: سـخن از توانسـتن و يـا نتوانسـتن نبايـد باشـد. سـخن بـر ايـن اسـت کـه بايـد بتواننـد و چـه خصوصيــت هــا و رفتارهايــی را بايــد داشــته باشــند ، تــا ايــن مهــم را جامــه عمــل بپوشــانند. سـاختار سياسـی جامعـه اپوزيسـيون سـکولار دموکـرات ايـران بسـيار ناتـوان و نامناسـب اسـت. بـه طـور خلاصـه سـه خصوصيـت کلـی و اساسـی کـه موجـب ناتوانـی و نابسـامانی در جامعـه اپوزيسـيون شـده اسـت را بيـان میکنــم :

۱. سـاختار ايدئولوژیـک و شـخصيت گـرای متعصبانـه احـزاب و گـروه هـای سياسـی اپوزيسـيون کـه از دوران همپايـی بـا محافـل مذهبـی و آخونـدی بـه ارث رسـيده اسـت. بسـياری بـه جـز بـاور و عقيـده خـود چيـز ديگـری را قبـول ندارنـد. از امـروز مـی خواهنـد کـه بـه عنـوان مثـال حکومـت بـه قـول خودشـان دموکراتيـک فـردای ايـران فـدرال، سوسياليسـت، جمهـوری و يـا شاهنشـاهی باشـد. برخـی رئيـس جمهـور فـردا را هـم از امـروز مشـخص نمـوده انـد. برخـی ديگـر حتـی حـاضر نيسـتند، حضـور گزينـه ای ديگـر را قبـول کننـد. بـه طـور کلـی سـاختار عقيدتـی احـزاب و گـروه هـای سياسـی اپوزيسـيون موجـب شـده اسـت کـه پروسـه قبـول و حضـور جميـع گزينـه هـا و بينشـها را نـه بشناسـند و نـه بتواننـد قبـول کننـد. ائتـلاف هـا و تجمعاتـی هـم کـه در گوشـه و کنـار اپوزيسـيون ديـده میشـوند، معمـولا از منفرديـن همفکـر )و غـير مسـئول( تشـکيل شـده اسـت. رهـبران واقعـی جامعـه سياسـی در نبـود قـدرت و شـهامت حضـور دموکراتيـک، بـه شـعارپراکنی و تحليـل گـری پرداختـه انـد و در اکـثر محافـل و مراحـل لازم و مفيـد حضـور ندارنـد.

۲. افـکار دائـی جـان ناپلئونـی کـه يکـی از خصوصيتهـای اساسـی هـر اسـتبدادی اسـت. از هيتلـر تـا اسـتالين و خمينـی )و امـروز علـی خامنـه ای(، همگـی بـر ايـن بـاور بـوده و هسـتند کـه خـود نامقـصر و ديگـران دشـمن و همـواره توطئـه گرنـد. کشـورها و ملتهـای ديگـر، بـه خصـوص غـرب، بـدی مـا را میخواسـته انـد و میخواهنـد و هـر نابسـامانی ای کـه هسـت، توطئـه دشـمن اسـت و خـود هيچـگاه نقشـی )حتـی در سرنوشـت خويـش( نداشـته انـد. سرايـت اينگونـه افـکار بـه جامعـه اپوزيسـيون موجـب ناکامـی هـا و از دسـت دادن فرصتهـای بيشـماری شـده اسـت. مثالهـای عينـی بيشـماری هسـتند کـه شـاهد ايـن مدعـی میباشـند. کمـی تفکـر بـرای يافـتن آنهـا، در روزمـره مـا ايرانيـان، کافـی اسـت. متاسـفانه بسـياری از نيروهـای سياسـی در اپوزيسـيون، بـه خاطـر اينکـه مسـئول ايجـاد اسـتبداد امـروز را ديگـران میشـمارند، بـه جـای تمرکـز بـر دشـمن و مشـکل اصلـی، نـيروی مبارزاتـی خـود را در مکانهـای ديگـر بـه هـدر داده انـد و قـادر بـه جـذب نـيروی مردمـی لازم نيسـتند. بسـياری ديگـر نيـز بـا همـين تفکـر، خـود را ناتـوان شـمرده و در انتظارنـد کـه سرنوشتشـان را از مـا بهـتران رقـم بزننـد و البتـه نيـازی نيـز بـه جمـع آوری نـيروی مردمـی بـرای انجـام مبـازره نمیبيننـد. افـکار دائـی جـان ناپلئونـی موجـب کوتـاه نگـری و سـطحی نگـری سياسـی و نپرداخـتن بـه ساختارسـازی اساسـی و بنيانـی نيـز میشـوند. بارهـا شـنيده ايـم کـه همـين امـروز و فرداسـت کـه جمهـوری اسـلامی سرنگـون میشـود! علـی خامنـه ای بيـمار اسـت و در حـال مـرگ میباشـد ! پـس چـه نيـازی بـه سـاختار سـازی و دورنگـری سياسـی داريـم؟… و يـا بيـش از حـد کوچـک و يـا بـزرگ شـمردن دشـمن!

۳. عــدم توجــه بــه شايســته سـالاری و بـاور بــه همــه فــن حريفـی خـود نيــز يکــی ديگــر از خصلتهــای آخونـدی اسـت کـه متاسـفانه بـه باقـی جامعـه ايرانـی نيـز سرايـت نمـوده اسـت. هنگامـی کـه سياسـتمداران جامعـه ايرانـی خبرنـگار و گوينـده تلويزيـون بشـوند، و بالعکـس خبرنـگاران و گوينـدگان تلويزيـون بخواهنـد سياسـتگذاری کننـد، و يـا سياسـتمداری را تنهـا در تحليـل بحرانهـا بشـمارنند، مشـخص اسـت کـه تلاشـها پراکنـده و بيهـوده میماننـد. سياسـت و بـاور بـه »همـه فـن حريفـی« و همچنـين اختـلاط مفاهيـم و مشـاغل، ترفنـدی آخونـدی )همچـون افـکار دائـی جـان ناپلئونـی( بـرای پنهـان نـگاه داشـتن ناتوانـی و پوچـی فکـری خـود اسـت.

بـا پـوزش از طولانـی شـدن پاسـخهايم بـه پرسشـهای شـما، ولـی بيـان مـوارد فـوق را بسـيار بجـا و مفيـد
شـمردم و اميـدوارم کـه هـم ميهنـان و مخصوصـا بـزرگان جامعـه ايرانـی نقـد اينجانـب را، همانگونـه کـه خـود مـی انديشـم، سـازنده بشـمارند و بداننـد کـه راهـکار مناسـب همـواره موجـود اسـت. آنچـه لازم اسـت اسـتفاده مفيـد از
نيروهــا و افــکار ســازنده اســت.

بـه بـاور اينجانـب، مـا نيازمنـد داشـتن هسـته هـای اوليـه بـرای احـزاب و جبهـه هـای مشـخص و محـدود بـر حـول گزينـه هـای سياسـی کشـورداری واقعگرايانـه و مطابـق بـا رونـد سياسـت جهانـی هسـتيم. ايـن هسـته هـا بايـد از ميـان احـزاب و نيروهـای سياسـی موجـود و سـنتی تشـکيل بشـوند و هـر کـدام از ايـن هسـته هـا، در خـارج از کشـور، بـه توسـط فـرد و يـا افـرادی معـروف و مشـخص رهبريـت گردنـد. ائتـلاف رهـبران ايـن هسـته هـا بـين خـود، و بـا رهـبران سـکولار دموکراسـی داخـل کشـور، موجـب احيـای شـورايی مرکـزی بـرای مديريـت و هدايـت مبـارزه آزاديخواهانـه مـردم ايـران و رسـيدن بـه سـکولار دموکراسـی خواهـد شـد.

فرامــوش نکنيــم، نــه مــردم ايــران و نــه جامعــه جهانــی بــدون داشــتن چشــم انــدازی روش، و مخصوصــا رهبريتــی مشــخص بــرای امــروز مبــارزه و فــردای دوران گــذار، حــاضر بــه زدن ضربــه نهايــی بــه جمهــوری اســلامی و سرنگونــی آن نخواهنــد شــد. انقــلاب ســکولار دموکــرات مــورد نظــر را، اينجانــب نــه در شــورش و نــه در جنــگ وبرادرکشـی مـی بينـم. بلکـه در پروسـه ای سياسـی ، مـورد قبـول مـردم ايـران و جامعـه بـين المللـی ، کـه قيـام همگانـی و ســاختار شــکننده مــردم را موجــب گــردد. ايــن امــر ممکــن و شــدنی اســت.

به اميد ارتقاء و تکامل فکر سياسی در جهت دستيابی به لازم مطلوب !

با سپاس دوباره از شما

دکتر محمود مرادخانی

۹ تيرماه ۱۳۹۷ برابر با ۳۰ ژوئن ۲۰۱۸ فرانسه